خانه / در مسیر یادگیری / گیرم که روزانه مطالعه هم کردی. بعدش که چه؟

گیرم که روزانه مطالعه هم کردی. بعدش که چه؟

می‌خواهم یک قدم عقب‌تر بروم.

دوست دارم به این فکر کنم که حالا فرض کنیم روزانه مطالعه هم کردم. چرا دارم مطالعه می‌کنم؟ برای فخر فروختن؟ برای اینکه ادعا کنم آدم روشنفکری هستم؟ بخاطر اینکه زیر نظر فلان نفر نقد بنویسم و دیگران حرفم را بخوانند و تحسینم کنند؟ برای پر کردن کتاب‌خانه شخصی‌ام؟

نه! من اینطور به مطالعه و یادگیری در زندگی‌ام نگاه نمی‌کنم. 

هدف من از مطالعه، حل مسئله‌هایی‌ست که در زندگی درگیر آن‌ها هستم. 

مثلاً این روزها دغدغه‌ام مسیر شغلی و پیدا کردن استعدادها و شیوه درست بکارگیری آن‌هاست.

چند اقدام را برای رسیدن به این هدف (حل کردن این مسئله که شغل مورد علاقه من چیست؟) قرار داده بودم.

درس‌های استعدادیابی متمم، مطالعه کتاب «شغل مورد علاقه» از آلن دوباتن، گوش کردن به «رادیو کارنکن»، شرکت در دوره «طراحی مسیر شغلی»‌ از امین آرامش، و در انتها یک‌کاسه کردن این‌ اقدامات و نوشتن آن‌ها در قالب یک پست در وبلاگ شخصی‌ام.

بزودی در این مورد بیشتر می‌نویسم.

این‌ها من را هدایت می‌کنند به مسیری که شاید لزوماً کتاب خواندن راهکار نباشد. باید فیلم ببینم یا صوت گوش بدهم. گاهی بخوانم و آخر کار هم بنویسم. 

این هدف‌گذاری مسئله‌محور، حس بهتری به من داده. چون این روزها از مسیری که طی کرده‌ام رضایت بیشتری دارم و آرامش بیشتری. 

در این بین، یکی از علایق من ادبیات و فیلم است و سعی می‌کنم خواندن و دیدن آن‌ها را اقداماتی ببینم در راستای اهداف بزرگ‌تر.

فیلم و ادبیات را برای آشنا شدن و نزدیک شدن به «انسان» و «طبیعت انسان» دوست دارم. 

+imitation game – هزینه‌‌های عادی نبودن

+یک پیشنهاد – فیلم ۱۲ مرد خشمگین و اهمیت درست مذاکره کردن

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
کنجکاو و علاقه‌مند به چای گرم با نبات،‌ نوشتن و ادبیات، موسیقی سنتی ایرانی. اینجا از دغدغه‌هایم در دل ثانیه‌های زندگی می‌نویسم.

همچنین ببینید

the worst person in the world

شغل مورد علاقه – دلزدگی، جاده یکطرفه نیست

«هیچ شغلی کافی نیست.» جمله‌ای غریب بنظر می‌رسد. دنیای مدرن آکنده از اضطراب است. ترس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.