خانه / روزهای تحصیل پزشکی / ۷ نباید برای رفتار حرفه‌ای در پزشکی – برگرفته از سخنرانی دکتر آشر
professionalism

۷ نباید برای رفتار حرفه‌ای در پزشکی – برگرفته از سخنرانی دکتر آشر

پزشکی از حرفه‌های پیچیده و عمیقی‌ست که برای حرفه‌ای شدن نیاز به تحصیلات دارد. البته مقصود از تحصیلات، رسیدن به یک نقطه پایانی و   graduateشدن نیست. بلکه تحصیل یعنی educated یعنی آموختن و به کار بستن و رشد کردن تا نقطه‌ای که مشخص نیست.

سالانه از هزاران ورودی پزشکی در کشور، سهم زیادی از سیستم آموزش پزشکی در کشور می‌شود graduate   شدن. یعنی ۷ سال مثل برق و باد می‌گذرد. ۷ سال روی کاغذ عدد بزرگی بنظر می‌رسد ولی در عمل، اگر اهل کار باشی و در کار غرق شوی، مدت زیادی نیست.

اصطلاح educate به این مسئله اشاره دارد که برای حرفه‌ای شدن و به نوعی زندگی کردن با یک حرفه و پایبندی به اصول و «باید»هایی که در آن وجود دارد، باید یادگیری مستمر داشت. عدد ۷ در تعداد سال‌های آموزش پزشکی در ایران، وحی مطلق نیست. برای educate شدن اعتباری ندارد. کسی ادعایی نکرده پس از این مدت پزشکی حاذق و البته حرفه‌ای و هدفمند بیرون بیایی. علاوه‌بر اینکه تضمینی نیست،‌ بازار کار در حرفه پزشکی به سمتی می‌رود که دست بالای دست بسیار است و این میان باید دنبال تمایز بود.

تمایز به این راحتی‌ها بدست نمی‌آید. اگر بدست می‌آمد دیگر اسمش تمایز نبود. زیرا اگر در بازار عرضه و تقاضا هر کسی به سمت متمایز شدن می‌رفت، افراد زیادی به‌زعم خودشان متمایز می‌شدند. وقتی همه متمایز شوند دیگر گزینه‌ی خاصی نیست. پس تمایزی هم در کار نخواهد بود.

همه‌ی قدم‌هایی که در مسیر پزشک شدن برداشته می‌شود اگر با یک مدل ذهنی تمیز و ساختاریافته جلو برود، می‌توان برایش آینده‌ای روشن متصور بود.

مقاله‌ای در لنست به چاپ رسیده که سخنرانی دکتر آشر را در سال ۱۹۴۸ به ثبت رسانده. عنوان گفتگو بسیار جالب است. ۷ گناه در پزشکی.

لینک مقاله در لنست: +

این مقاله تلاشی‌ست برای روشن کردن گوشه‌ای از رفتارهای حرفه‌‌ای در حیطه پزشکی. از مقطع دانشجویی و یادگیری، تا رفتار کردن با بیمار و سایر پرسنل از جمله پرستاران.

همه‌ چیز محدود و منحصر به تکست‌بوک‌ها نیست. اخلاق و رفتار حرفه‌ای را باید در منابع دیگری جستجو کرد.

  • وجود ابهام در فعالیت‌ها و ارتباط برقرار کردن (obscurity)
  • ظلم کردن (cruelty
  • بد رفتاری با بیمار و کارمندان و همکاران (bad manners)
  • تخصصی شدن بیش از حد (over specialization)
  • اشتیاق به موارد نادر (love of the rares)
  • احمق بودن (stupidity
  • تنبلی(sloth)

این هفت مورد را امیدوارم درست ترجمه کرده باشم.

می‌توان حدس زد در چه موردی می‌خواهد صحبت کند. می‌توان این‌ها را به حرفه‌ای‌گری هم ربط داد.

مبهم بودن

مبهم حرف زدن و پیچیده گفتن، دردی می‌شود بر سایر دردهای بیمار. حتی پیچیده نوشتن به زبان علمی هم دردسرساز است. مثلا استفاده از دو فعل منفی منظور را به خوبی منتقل نمی‌کند. «نمی‌توان انتظار داشت که بیمار سرماخوردگی ندارد.» این جمله پیام شفافی منتقل نمی‌کند. درک آن هم باید با نوعی زور زدن برای فهمیدن همراه باشد.

مهارت ارتباط برقرار کردن با بیمار یکی از دغدغه‌‌های دکتر آشر است.

بیمار، کتاب مرجع و اصطلاحات پزشکی را بلد نیست. نمی‌تواند الگوی شروع و انتشار درد را به زبان علمی بیان کند. انتظاری نیست در شرح‌حال پتشی و پورپورای پوستی را مثل یک پزشک نشان دهد. این هنر پزشک است که زبان عامه حرف زدن، ساده حرف زدن، کاربردی حرف زدن و شفاف حرف زدن را بیاموزد.

پزشکی در دل جامعه قرار دارد. فرد فقیر یا ثروتمند،‌ دانا یا نادان همه بیمار می‌شوند. این یکی شدن با سطح انتظارات جامعه و گاهی تقلیل دادن سطح زبان و برقراری ارتباط به محدوده‌ی درک و فهم افراد بسیار راهگشاست. البته ساده هم نیست.

یکی از راه‌هایی که برای درک انسان و روحیات او می‌تواند کمک کننده باشد، نزدیک شدن به ادبیات و کتاب‌های رمان است. رمان‌ها، شخصیت‌ها را تفسیر می‌کنند، روحیات و خلقیات را می‌گویند.

در قالب داستان می‌توان انسان را درک کرد.

برای برقراری ارتباط مناسب، درک روحیات و همدلی ضروری بنظر می‌رسد.

ظلم کردن

بعنوان نظری شخصی، ظلم کردن را تحمیل یک فشار مضاعف و خارج از آستانه تحمل به بیمار تعریف می‌کنم. فشارهایی مضاعف به روان بیمار و جسم بیمار.

بیمار وقتی مراجعه می‌کند به پزشک، انتظار دارد توضیحات کافی درمورد نوع بیماری و روند درمان و پیگیری‌های بعدی را بشنود.

توضیحات بیش از حد نیاز استرس‌زاست و توضیحات کمتر می‌تواند بیمار را وادار کند هزینه مضاعفی کند و بیشتر از حد نیاز پیگیری کند.

اطمینان دادن در خیلی موارد شاید تنها نیازی باشد که بیمار دارد.

یادم می‌آید زمانی که بخاطر وزوز گوش به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کرده بودم و برایم CT scan سر درخواست کرد، تنها چیزی که از متخصص می‌خواستم این بود که CT را ببیند و بگوید چیزی نیست.

زیاد دانستن هم برخی موارد کاربردی ندارد. اصطلاحات و اسامی زیادی در کتاب‌های رفرنس برای بهتر شناختن بیماری‌ها حضور دارند. این‌ها را لزوما لازم نیست بیمار هم بداند. آن‌ها برای ارتباط بهتر و ساده‌تر پزشکان و اهل علم با یکدیگر است تا یک شرایط پاتولوژیک را بهتر بشناسند.

دکتر آشر اینجا تاکید می‌کند بهتر است قبل صحبت کردن ببینم حرفی که می‌زنیم به درد بیمار می‌خورد یا نه. همین فکر کردن ساده.

یک توجه ساده‌ی دیگر به فشارهای جسمی‌ست. دادن داروهای دیورتیک (ادرار آور) به بیمار موقع خواب شبانه آن‌ها را بدخواب می‌کند. اگر موقع بهتری هم می‌توان داد، زمان آن را بهتر است جابجا کرد.

یک مثال دیگر دادن داروهای خواب‌آور به افرادی‌ست که در هنگام کار کردن روزانه پشت فرمان می‌نشینند. اگر قرص را صبح تجویز کنیم، خطر تصادف و مشکلات دیگر می‌تواند افزایش پیدا کند. برای همین توصیه می‌کنند داروهای ضد حساسیتی خواب‌آور مثل سیتریزین را شب‌هنگام به بیمار بدهیم.

یا پانسمان‌هایی که روی موهای پا و بدن چسبانده می‌شوند و موقع جدا کردن، درد فراوانی به بیمار تحمیل می‌کنند. چه می‌شد اگر موها را قبل آن می‌تراشیدند تا بعدا این درد سوزشی و شدید را بیمار نمی‌کشید؟

بد رفتاری کردن با همکاران، بیماران

توجه کردن به هر کسی در یک رابطه، به او حس اطمینان و حضور داشتن می‌دهد. برقراری یک تماس چشمی در حین مکالمه نشان می‌دهد به شخصیت و ارزش او داریم احترام می‌گذاریم.

تخصصی شدن بیش از حد

دکتر آشر پزشک‌هایی را که به بهانه متخصص شدن در یک حوزه، از درمان کردن یا راهنمایی کردن بیماران در حوزه‌های شایع و مبتلا‌به دیگر سرباز می‌زنند، سرزنش می‌کند.

پزشکانی که از تشخیص، مدیریت و درمان یک آنمی فقر آّهن، توصیه‌های غذایی ساده به یک بیمار چاق، عاجزند. متخصصانی که از مدیریت کردن ساده‌ترین مسائل سایکونوروتیک عاجزند و آن‌ها را به متخصص روانپزشکی ارجاع می‌دهند.

او تعبیر زیبایی به کار می‌برد:

A good doctor should be a jack-of-all trades and master of one.

سررشته‌ای از مسائل شایع و متخصص شدن در یک حوزه.

به تعبیر آشر، یک پزشک در هر تخصصی باید مشکلات روانی ساده را بلد باشد چطور مشورت دهد و مدیریت کند.

از این دست موارد بدیهی زیاد به چشمم آمده.

اختلالات آب و الکترولیت، خواندن و تفسیر گرافی قفسه سینه و شکم، نوار قلب.

این‌ها را اگر در جایگاه پزشک عمومی هم نتوان تفسیر کرد، از رسیدن به بدیهی‌ترین سرنخ‌های مشکلات ناتوان می‌شویم.

اشتیاق به موارد نادر

سرماخوردگی، عفونت باکتریایی در سینوس‌ها و لوزه‌ها، پارگی معده در اثر مصرف NSAID در یک فرد مسن، انسداد روده پس از عمل جراحی باز شکم، کبد چرب، گاستریت، پانکراتیت، دردهای با منشا قلبی، سنگ صفراوی و کلیوی تنها گروه کوچکی از نمونه‌های ساده‌ایست که شیوع زیادی دارند.

چه چیز اینجا اهمیت دارد؟

تشخیص و درمان مشکلات حاد و شایع و اورژانسی؟

مسلط شدن بر روش درمان کیس‌هایی که از هر ۱۰۰۰ نفر یک مورد رخ می‌دهد؟ یعنی موارد نادر.

بحث اولویت دادن است و مدیریت منبع زمان. حجم مطالب آنقدر زیاد است که برای یادگیری و مطالعه، نمی‌توان قسم خورد به همه چیز می‌توان رسید و اگر هم برسی، بتوانی قسم بخوری که روی همه‌ی آن‌ها مسلط خواهی شد.

تسلط روی چند بیماری شایع اپیدمیولوژیکی که غالب مراجعه بیماران را تشکیل می‌دهد، بهتر از شناختن ده‌ها لیست از بیماران نادری‌ست که هر چند سال یکی پیدا می‌شود.

پزشکی که از توصیه‌های لازم به یک بیمار دارای پرفشاری خون و مدیریت ابتدایی آن عاجز است قسمت زیادی از بیماران را از دست خواهد داد.

فشار خون آنقدر شایع است که نمی‌توان از کنار آن راحت رد شد.

+مطلب پیشنهادی:

+هنر پزشک بودن – the art of medicine

+پزشکی بعنوان یک علم – medicine as a science

+یک مدل ذهنی برای فراگیری پزشکی – how to think in medicine

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
کنجکاو و علاقه‌مند به چای گرم با نبات،‌ نوشتن و ادبیات، موسیقی سنتی ایرانی. اینجا از دغدغه‌هایم در دل ثانیه‌های زندگی می‌نویسم.

همچنین ببینید

قهوه و سلامتی

قهوه و سلامتی – شاید برایتان جالب باشد

تاریخچه کشف و گسترش قهوه جذابیت منحصر بفردی دارد. برخی روایت‌ها که شبیه افسانه‌ست، دلیل …

۲ نظر

  1. Avatar

    بحث educated شدن عالی بود 👏🏼👏🏼

    ۰
    • محمدجواد یعقوبی
      محمدجواد یعقوبی

      شاید دم‌دستی‌ترین دلیل باشه برای دل کندن از نظام آموزش رسمی در یادگیری و تکیه کردن به خودمون در پروسه یادگیری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.