خانه / پیشنهادات / یک پیشنهاد صمیمانه – دوره طراحی مسیر شغلی امین آرامش
دوره مسیر شغلی

یک پیشنهاد صمیمانه – دوره طراحی مسیر شغلی امین آرامش

خیلی وقت است به کسی نصیحت یا توصیه‌ای برای بهتر زندگی کردن نمی‌کنم. فکر می‌کنم سن زیادی ندارم که با دست انداختن به تجربه‌های مسیر شغلی و حرفه‌ای، کسی را بهره‌مند کنم. اگر کمبود تجربه را فاکتور بگیرم، نصیحت کردن و توصیه‌‌های اخلاقی، دیگر این روزها کار نمی‌‌کند. انسان امروز، انسان قرن ۲۱، کمتر از هر وقتی دنبال follow کردن و تقلید بدون تعقل و معنایابی است. او این روزها دلیل می‌خواهد. البته این حرف، شامل همه انسان‌های معاصر نمی‌شود. باز هم از یک نگاه و تجربه شخصی منشأ می‌گیرد زیرا این ویژگی را در خودم پررنگ می‌بینم.

سعی کرد‌ه‌ام بجای امر و نهی، سخنم را آغشته به دلیل و مدرک‌هایی کنم که از دید خودم منطقی بنظر می‌رسند.

واضح است که این‌ها نظری شخصی هستند و برداشت نهایی برعهده مخاطب است.

این پست را به دید یک پیشنهاد بخوانید که با مدل ذهنی و ارزش‌های شخصی من جور بوده. مطمئنا توصیه اکیدی برای عملی کردن آن نمی‌کنم. هدف من صحبت کردن از یک انتخاب است و تأثیر مفیدی که از آن دریافت کردم. اگر با سلیقه شما هم جور بود، می‌تواند یک نقطه شروع مناسب باشد برای انتخابی درست. هر تصمیم هم عواقب خودش را دارد. شاید عواقبش شیرین‌تر از آنی باشد که فکر می‌کنید.

می‌خواهم از یک تصمیم خاص در مسیر شغلی‌ یا بهتر است بگویم مسیر زندگی‌ام صحبت کنم. آن هم شرکت کردن در دوره «طراحی مسیر شغلی» امین آرامش بود.

امین را چند سال است می‌شناسم. متمم، باعث آشنایی‌ام با او شد.

مرد خوش‌ذوق و مهربانی‌ست که معلمی را بعنوان یک رسالت و هدف زندگی‌اش انتخاب کرده.

آشنایی‌ام با امین، با دوره «یادگیری اثربخش» بود. از دیدن آن دوره، چند سال می‌گذرد. با پومودورو، آن زمان آشنا شدم. بماند که هنوز دارم از حرف‌هایش استفاده می‌‌کنم، سبک ساده و گفتار دوست‌داشتنی امین، تأثیر خیلی جذابی روی یادگیری‌ و فراگیری حرف‌هایش داشت.

+درمورد پومودورو، این پست را نوشته بودم: اهمیت اندازه‌گیری پیشرفت – از توهم تا واقعیت
+سایت شخصی امین آرامش: کار نکن

پادکست کارنکن (+)، یکی دیگر از پادکست‌های جذابی‌ست که اگر فرصت یاری کند گوش می‌کنم و از مدل ذهنی مهمانان‌اش حظ می‌کنم. صدای خوش امین و میزبانی گرم او صمیمیت فضای پادکست را دوچندان کرده و تو را با جریان گفتگوهای دو نفره همراه می‌کند و ذهنت را قلقلک می‌دهد که فضای فیزیکی و خنده‌هایشان را در ذهنت نقاشی کنی.

روی خوش زندگی، مرا با دوره طراحی مسیر شغلی هم آشنا کرد. در توضیحات دوره، امین آرامش نوشته بود که شغل و زندگی آنقدر روی هم تأثیر می‌گذارند که بهتر است اسم دوره را از «طراحی مسیر شغلی» به دوره «طراحی مسیر زندگی» تغییر بدهیم.

اما پیش از انتخاب این دوره، یک سوال بزرگ پیش روی من بود. من که دانشجوی پزشکی هستم. مسیر نسبتا واضح و شفافی هم پیش رو دارم. درس می‌خوانم و فارغ‌التحصیل می‌شوم. آنوقت تصمیم می‌گیرم ادامه تحصیل بدهم یا طرح عمومی را انتخاب کنم یا بعنوان پزشک عمومی بقیه مسیر حرفه‌ای‌ام را بگذرانم. مسیر شغلی من در آینده، بخاطر رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کنم، نسبتا واضح بود.

درمقایسه با شغل‌های تازه که این روزها به کمک اینترنت باب شده، پزشکی حاشیه امنیت بیشتری دارد. مسیر، و کلیت کارهایی که باید برای آینده انجام بدهی، برنامه‌ریزی‌ها، اقدامات و دوراندیشی‌ها نسبتا شفاف است. اینجا صحبت من درمورد ماهیت رشته نیست. مسیری‌ست که در این حرفه طی می‌کنم. گام‌هایی که باید برای تقویت‌ مهارت‌‌ها برداشت و انتخاب‌هایی که برای ادامه‌ مسیر حرفه‌ای با آن روبرو هستی.

گرچه می‌دانم ماهیت پزشکی و تصمیم‌گیری در آن، آمیخته با احتمال و درصد و عدم قطعیت است.

فکر می‌کردم این دوره مناسب آن‌هایی‌ست که می‌خواهند شغل شخصی خودشان را داشته باشند و با پرورش مهارت‌ها در خلوت، دورکاری یا درآمد شخصی و آزاد و خصوصی را تجربه کنند.

برنامه‌نویسی، مدیر محصول یا طراح‌های گرافیک یا موشن‌گرافی از شغل‌هایی‌ست که نیازمند مهارت‌های خاص خودشان هستند. گرچه پزشکی هم مهارت‌های خاص خودش را دارد، ولی مسیری متفاوت‌تر از این‌ها را برای آموزش و فراگیری و به کار بستن دارد.

پزشکی آکادمیک و وابسته به دانشگاه است. درست خلاف شغل‌های دنیای جدید که مدرک‌گرایی به حاشیه رفته و مهارت‌های هر کسی تعیین کننده‌ست.

حرفم به درازا کشید.

امیدوارم دلیل تردیدم را درمورد مفید بودن طراحی مسیر شغلی برای یک دانشجوی پزشکی درست منتقل کرده باشم.

دوره را خریداری کردم و نشستم به گوش دادن و نوت برداری.

«طراحی مسیر شغلی»، خلاف آن چیزی بود که تصور می‌کردم.

پیش از اینکه حرف کسی را بشنوم، این نکته از درس‌های مدل ذهنی و یادگیری متمم در ذهن من نشسته که بجای حرف، فکر و ذهن و نگرش پشت آن حرف را بسنجم. غیر از اینکه حرف‌های امین و پیشنهادهایش کارگشا بود، نگرش خوبی که امین آرامش در این دوره به دانشجوهایش می‌داد برایم لذت‌بخش است.

او از اهمیت «در مسیر بودن» حرف می‌زد. از زندگی‌«ها»ی خوب و لزوم انتخاب یکی از این زندگی‌ها حرف می‌زد. اینکه ما با چند زندگی خوب طرف هستیم نه یک زندگی. و مهم‌تر از همه، انتخاب یکی از این زندگی‌های خوب است.

از اهمیت خودشناسی و ریسک کردن و لزوم تجربه کردن برای خودشناسی حرف می‌زد.

نگاه جالبش به شغل و زندگی، مرا سر ذوق می‌آورد.

به من آموخت شغل، یعنی زندگی و زندگی یعنی شغل.

شغل، زندگی را می‌سازد و بودن در یک شغل که رضایت عمیق را به ما هدیه می‌دهد، یک خوشبختی تمام عیار است. یک خوشبختی شیرین و خالص.

این روزها که اینترنت خیلی چیزها را عوض کرده، انتخاب شغل و حتی نگرش به شغل‌‌ها را هم دستخوش تغییر کرده.

دوره «طراحی مسیر شغلی» یک دوره زرد و پوچ و توخالی نبود. عملگرایی را به من یاد داد. مرا در مسیری انداخت که انتظارم از حرفه‌ام در آینده را شفاف‌تر کنم. به من یاد داد که اگر فلان انتظار را دارم و اگر مسیر زندگی من از این شغل می‌گذرد و رسالت و مأموریت شخصی‌ام در این دنیا با این شغل پاسخ داده می‌شود، در قبال این انتظارات، چه چیزی را بدست می‌آورم و چه چیزی را از دست می‌دهم.

به من یادآوری کرد با یک تصمیم، با یک انتخاب، با خواستن و میل و اشتیاق و حرکت کردن به سمت چیزی، داریم «نه» گفتن‌ها را تمرین می‌کنیم. سوای از اینکه به خیلی آرزوها و امیدهای ذهن‌مان «آری» می‌گوییم، «نه»‌های زیادی هم روی یک توافق‌نامه نامرعی امضا می‌شوند.

امکانات و فرصت‌های زیادی را به بهای برخی دیگر می‌سوزانیم و در سطل زباله‌‌ی تاریخ، مچاله می‌کنیم. در قبال یک انتخاب و انتظار و هدف و البته تمرکز کردن روی آن هدف برای یک عمر، فرصت‌های دیگری را هم از دست می‌دهیم. این از دست دادن‌ها درد دارد. هیچکس برایش ساده نیست از بقیه فرصت‌های عمر برای تعدادی فرصت محدود و طلایی دست بکشد و به حداقل‌ها قانع شود. از حرف‌های امین آرامش، بهتر فهمیدم که قانع بودن و عمیق شدن در یک مسیر که با من و روحیات و علایق و استعدادم سازگار است، یک «حداقل» نیست. بلکه دست پیدا کردن به یک بی‌نهایت است.

و من همه‌ی این حذف کردن‌ها، رد کردن‌ها و به زباله انداختن‌های فرصت‌های مشابه را به فال نیک می‌گیرم. چون فهمیدم اگر چند صباحی که در دنیا فرصت داریم، در «مسیر» باشیم و حرفه‌ای داشته باشیم که در راستای خودشناسی و انتخاب آگاهانه‌مان است، چیزی را از دست نداده‌ایم.

یاد قسمت‌های آخر صحبت‌های محمدرضا شعبانعلی، مدیر سایت متمم و معلم عزیزم، در فایل صوتی «حرفهای پیتر دراکر برای مدیران و کارآفرینان» افتادم.

آخرین ثانیه‌های فایل صوتی چند ساعته‌اش، محمدرضا از قول پیتر دراکر گفت «سؤال واقعی زندگی، موفقیت نیست. سهم داشتن در اتفاقات خوبی است که در اطراف ما می‌افتد. مفید بودن مهم‌تر از موفق بودن است.»

صمیمانه پیشنهاد می‌کنم اگر دنبال یک نگاه شفاف‌تر هستید به کاری که دارید انجام می‌دهید، یا اصلا اگر می‌خواهید با دید بازتری به این سؤال فکر کنید که برای چه کاری ساخته شده‌اید یا چه کاری هست که حال‌تان را بهتر میکند و معنای عمیق زندگی کردن را به شما هدیه می‌دهد، روی این دوره و حرف‌های امین آرامش حساب کنید.

امین آرامش، از تجربه زیسته‌اش صحبت می‌‌کند. برای من تجربه‌های آگاهانه‌ی یک شخص، آنقدر ارزش دارند که کرور کرور پول خرج کنم تا زندگی او را از خلال شنیدن صحبت‌هایش دوباره زندگی کنم. این شاید مصداق چند بار زندگی کردن است وقتی عمرت کفاف نمی‌دهد هر تجربه‌ای را با هر بهایی داشته باشی. یک چیزی توی مایه‌های کتاب خواندن است. کتاب اصیل و کلماتش، عصاره و چکیده‌ی زندگی یک نویسنده است. این دوره‌ی تصویری هم یک کتاب مصور و گویاست.

اگر خلاصه و مفید بخواهم نظرم را در موردش بگویم، همین پاراگراف قبلی را کامنت می‌کنم.

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
کنجکاو و علاقه‌مند به چای گرم با نبات،‌ نوشتن و ادبیات، موسیقی سنتی ایرانی. اینجا از دغدغه‌هایم در دل ثانیه‌های زندگی می‌نویسم.

همچنین ببینید

imitation game – هزینه‌‌های عادی نبودن

چند وقت پیش با دوستم، محمد، خسته و کوفته از بیمارستان به سمت سلف دانشگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.