خانه / پیشنهادات / یک پیشنهاد – فیلم ۱۲ مرد خشمگین و اهمیت درست مذاکره کردن
angry men

یک پیشنهاد – فیلم ۱۲ مرد خشمگین و اهمیت درست مذاکره کردن

چند وقت پیش بود که مصاحبه‌ای تصویری را در پادکست اکنون از سجاد سلیمانی عزیز با دکتر بهنام اوحدی (روان‌پزشک و سکس‌تراپ) را دیدم. آن‌جا بود که شخصیت جذاب دکتر اوحدی، مرا شیفته و مجذوب کرد.

نویسنده، فیلم‌بین، کتاب‌خوان، اهل تجربه، کسی که در دنیای پرهیاهو و رنگارنگ امروز، روی اصول خودش ایستاده و به‌نوعی می‌توان گفت به صلحی درونی از آن‌چه می‌خواهد ونمی‌خواهد رسیده.

جا دارد البته فحش و لعنتی نثار آن‌دسته مسؤلین و انسان‌هایی کنم که با گزارش‌های گشت‌ارشادی‌شان، باعث شدند سجاد سلیمانی، این مصاحبه را به‌ناچار از لیست پادکست اکنون پاک کند تا مبادا دامن عصمت و شرف جامعه لکه‌دار شود! معلوم نیست این افراد کی می‌خواهند به این درک برسند که راستی و درستی از راه سانسور و محدود کردن نیست و نظری که این روزها دارند به جامعه تحمیل می‌کنند و با این کار دست دیگران را برای شنیدن نظر‌های مختلف می‌بندند، نتیجه‌ای جز عقب‌ماندگی و دلزدگی مردم ندارد.

نشانه‌های دلزدگی و ناراحتی و دور شدن مردم از این جماعت را همین امروز هم آشکارا می‌توانم ببینم.

+اطلاعیه حذف مصاحبه با دکتر اوحدی در سایت سجاد، در قسمت مربوط به پادکست اکنون.‌ (+)

همانطور که گفتم، متأسفانه مصاحبه دکتر اوحدی و سجاد سلیمانی از پلتفرم‌های رسمی پاک شده.

اما آن مصاحبه، دستاوردی داشت برای من که نگاهم به فیلم دیدن تلطیف شود و رنگ دیگری به خود بگیرد.

متوجه شدم دکتر اوحدی کانالی در تلگرام دارد تحت عنوان «فیلم درمانی». اسمش برایم جالب بود. دنبال قضیه را گرفتم و کانالش را باز کردم. انتخاب اسم فیلم‌درمانی آن هم به ابتکار یک روانپزشک، ایده جالب و بکری به‌نظر می‌رسید.

فیلم‌های پیشنهادی کانال را یکی یکی از زیر چشم رد کردم.

آخرین پیشنهادش که فیلم «یک روز بارانی در نیویورک» از وودی آلن بود را دانلود کردم و توانستم یک ساعت و نیم نظاره‌گر سکانس‌هایی باشم که شرحی از آن را دکتر اوحدی در کانالش نوشته بود. تجربه لذت‌بخشی بود. باعث شد نزدیک‌تر شوم به محیط سینما و با انتخاب فیلم‌هایی که سلیقه‌ام را قلقلک می‌دهد، دامنه تجربیاتم را در حوزه سینما گسترده‌تر کنم.

این‌ها را برای این نگفتم که حالا نتیجه بگیرم که فیلم دوازده مرد خشمگین را هم از کانال دکتر اوحدی برداشتم. این‌‌ها بهانه‌ای بودند برای شروع پست‌های پیشنهادی در حوزه فیلم‌هایی که قرار است از این به بعد بیشتر ببینم. پیشنهاداتی که نظری شخصی هستند.

واضح است که کار من تحلیل تخصصی فیلم نیست چون صلاحیت این کار را ندارم.

این حرف‌ها را، تجربه‌ای شخصی‌ دارد روایت می‌کند با خرده مطالعاتی که از اینور آنور کرده‌ام و ذهنی که با آن‌ها مشغول شده و گاهی وقت‌ها لبریز از حرف می‌شود و دنبال جایی‌ برای بیرون ریختن حرف‌هاست.

آوازه فیلم دوازده مرد خشمگین، خیلی پیش از این‌ها به گوشم خورده بود.

فیلمی سیاه سفید مربوط به سال ۱۹۵۷. (۱۲Angry Men (1957) )

از فیلم‌های شاخص تاریخ سینما با ماجراها و گفتگوهایی که فقط در یک اتاق می‌گذرد.

سکانس‌های فیلم در یک اتاق در جریان است و جالب اینجاست واکنش بازیگران و گفتگویشان پیرامون ماجرا آنقدر عمیق و جذاب است که آن اتاق ۴ در ۴، برایت تکراری نمی‌شود.

(درمورد مساحت و ابعاد اتاق ایده‌ای ندارم و به حدس‌هایم بسنده می‌کنم.)

12 angry men

فیلم مربوط به هیئت ژوری در یک دادگاه آمریکایی‌ست که می‌خواهند پیرامون مقصر بودن یا نبودن یک نوجوان که متهم به قتل پدرش است تصمیم‌‌گیری کنند.

از بین ۱۲ نفر هیئت ژوری، فقط یک نفر جسارت می‌کند و در متهم نبودن پسر، «تردید» می‌کند و دربرابر قطعیت دیگران مبنی بر مقصر بودن نوجوان می‌ایستد.

روی کلمه «تردید» تأکید دارم. او با قطعیت حرف نمی‌زند. همیشه درصدی از عدم قطعیت در صحبت‌هایش هست. همیشه می‌گوید باید به جنبه‌های دیگر ماجرا هم پرداخت. همیشه یک ذره شک را برای اتفاقات دور از انتظار قائل است.

این فیلم، برای من یک کلاس آموزش مهارت مذاکره بود.

واکنش‌های بازیگران، صحبت‌ها، سکوت‌های بجایی که داشتند، درگیر شدن‌ها و درگیر نشدن‌ها، ایستادن‌‌ها و رد شدن‌ها، پر از نکات فشرده و جذاب مذاکره‌محور بود.

مذاکره را چند ماهی‌ست که از درس‌های مذاکره متمم دنبال می‌کنم.

متوجه شدم در پزشکی، از آن‌جایی که با انسان سر و کار دارم، باید رویه درست صحبت کردن و مدیریت تعارض منافع را بلد باشم. درس‌ها را با نیت مدیریت گفتگوها در پزشکی شروع کردم و بعدها فهمیدم بیش از آنچه فکر می‌کردم، مذاکره با زندگی عادی روزمره‌ی ما و ارتباطات‌مان با پدر و مادر و عمه و دایی و دوست دختر و دوست پسر و آشنا و ناآشنا عجین شده.

این فیلم، نمونه بارز و شفافی از کارکرد و ضرورت یاد گرفتن مذاکره برای پیش‌برد هر چه بهتر گفتگوهایمان است.

یکی دیگر از موضوعاتی که خیلی به چشمم می‌آمد، به کار بردن درست «سکوت کردن» در بین گفتگو و بحث‌های مختلف بود. جاهایی از فیلم می‌بینی که یک سکوت، از صدها فحش و توهین برای کسی که می‌خواهی با او مخالفت کنی بدتر است. یک سکوت درست در زمان درست، چقدر می‌تواند راهگشا باشد.

در فیلم، تأثیر خاطرات گذشته و سوگیری انسان را در تصمیم‌گیری و قضاوت کردن می‌توانی ببینی.

درست است یک ماجرا مطرح شده، ولی هر کسی نظر خاص خودش را به آن قصه دارد و چقدر بین ما آد‌م‌ها، تفاوت و طیف‌های وسیعی برای نگاه کردن به یک ماجرا وجود دارد.

چقدر مهم است بدانیم که خاطرات گذشته، می‌توانند روی تصمیمات امروزمان تأثیر بگذارند. حب و بغض‌های گذشته، می‌تواند چشم و گوش ما را ببندند روی حقایقی که وجود دارند. و در این بین، راهی جز مشورت کردن و کمک خواستن از دیگری برای دیدن آن موضوع بنظر نمی‌رسد.

شاید چشم من کور باشد و گوش من کر، اما می‌توانم امیدوار باشم آدمی دیگر که از او کمک می‌گیرم، نگاه بازتری به ماجرا ارائه بدهد. همین هم دست را بازتر می‌کند برای تصمیم‌گیری درست با حداقل سوگیری‌ها و خطاهای شناختی که بخاطر انسان بودن، ناچارا به یاری تکامل وانتخاب طبیعی، تا دندان به آن‌ها مسلح شده‌ایم.

سعی کردم کلی‌تر بنویسم تا روند اتفاقات داستان را لو ندهم و اسپویل نشود تا حلاوت و لذت دیدنش باقی بماند.

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
کنجکاو و علاقه‌مند به چای گرم با نبات،‌ نوشتن و ادبیات، موسیقی سنتی ایرانی. اینجا از دغدغه‌هایم در دل ثانیه‌های زندگی می‌نویسم.

همچنین ببینید

imitation game – هزینه‌‌های عادی نبودن

چند وقت پیش با دوستم، محمد، خسته و کوفته از بیمارستان به سمت سلف دانشگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.