امید هیچ معجزی ز مرده نیست

هوشنگ ابتهاج

زمانِ بی کرانه را تو با شمارِ گامِ عمرِ ما مسنجبه‌ پای او دمی‌ست این درنگِ درد و رنج.به سانِ رودکه در نشیبِ دره سر به سنگ می‌زند، رونده باش.امیدِ هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش. دفتر شعری تاسیان هوشنگ ابتهاج را ورق می‌زدم. خودمانی‌اش می‌شود همان سایه! که …

بیشتر بخوانید »

چرا به روتینِ‌ روزانه نیاز داریم؟ – ۵ روتین‌ِ روزانه‌ی من

برای اینکه صبح زودتر پا شوی و آبی سرد به سر و رویت بزنی و چشم‌ها را گشاده‌تر از پیش به کارهایت بند کنی و برنامه‌هایت را ولو اندک‌مقداری به پیش ببری، باید که از منطقی بودن فاصله گرفت. هر چه می‌گذرد، سخن‌های جاناتان هاید را بیشتر و بهتر و …

بیشتر بخوانید »

آرامش موسیقیایی- کنسرتوی چهار فصل. آنتونیو ویوالدی

موسیقی

آنتونیو ویوالدی، از آهنگ‌سازان دوره باروک اروپاست. دوران پس از رنسانس را در سیر تحولات اروپا، دوره‌ی باروک می‌نامیم. این دوران، قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی را شامل می‌شود. از نوازندگان مشهور این دوره، میتوان به باخ، هندل، و ویوالدی و کرلی اشاره کرد. یکی از کارهای ویوالدی، تنظیم کنسرتوی …

بیشتر بخوانید »

امیدواری چرا؟

hope

پیش‌نوشت: این نوشته بصورت داستانی روایت شده. که حالا داستانش هم وجود خارجی نداره! ولی برای رساندن اصل مطلب، ترجیح دادم به این صورت پیش بره :)) ره می‌سپریم همرهِ امۤیدآگاه ز رنج و آشنا با دردیک مرد اگر به خاک می‌افتدبرخی‌خیزد و به جای او صد مرداین است که …

بیشتر بخوانید »

تابو-خط قرمز‌ فرهنگ

تابو

من عضوی از جامعه هستم. در این آب و خاک نفس کشیده‌ام و بالیده‌ام. بنابراین، حتی این دست به کیبورد بردن‌ها و نشخوار کردن اندک جملاتی که از دغدغه‌هایم برمی‌خیزند، آلوده‌‌اند به سوگیری‌های رنگارنگ. اگر کسی دقیق شود،‌ می‌تواند نشانه‌هایش را از دل نوشته‌هایم بیرون بکشد و علَم کند! چرا …

بیشتر بخوانید »

شرحی بر جلد ۳ کلیدر- درخشش زلال طبیعت، نیستی و مرگ، دیر گذشتن زمان، یکی‌شدن با کار

اگر تابحال نوشته‌های اخیر من درمورد کلیدر را دنبال کرده باشید، لابد متوجه شده‌اید که هدفم از این نوشته‌ها، نه فاش کردن داستان اصلی، بلکه ترواش و برون‌ریزی احساساتی‌ست که دچارش می‌شوم و مرا حین خواندن‌ش درگیرمی‌کند. +بدنیست ببینید:[شرحی بر جلد ۱ کلیدر – جوشش احساس در قلب زندگی]+بدنیست ببینید:[شرحی …

بیشتر بخوانید »

چالش کتابخانه شخصی

کتابخانه شخصی 2

به این عکس و به دنیایی که در آن نفس می‌کشد فکر می‌کنم. به آشفتگی و شوریدگی که در قفسه‌هایش موج می‌زند. موج‌موج خلاقیت و شیرینی. تلاطم خاطرات و تجربه‌ها. مبلی. میز تحریری. چراغی با کمر خمیده‌ای پشت به قفسه‌ چوبی کوفته شده در دل دیوار. شانه‌‌شانه کتاب‌ها، کنار هم …

بیشتر بخوانید »

چرا به “مهارت یادگیری” نیاز داریم؟ دلایل تنفر مقطعی و گذرای من از یادگیری

پیچیده بودن یک مسئله، صرفا نشان می‌دهد که هنوز، زاویه درست برای نگاه کردن به آن را پیدا نکرده‌اید. پاول اندرسون نمی‌دانم چرا تا حرف از یادگیری به میان می‌آید، به یاد مکتب‌خانه‌ها و عکس‌های سیاه سفیدش می‌افتم. روزگاری پیش بود که برو بچه‌های نیم‌وجبی و یک وجبی، کیف و …

بیشتر بخوانید »

شرحی بر جلد ۲ کلیدر- توصیفاتی بر عاشق و معشوق، پریشا‌ن‌حالی و طبیعت

محمود دولت‌آبادی

پیش از این درباره نویسنده کتاب کلیدر، ‌محمود دولت‌آبادی، مطالبی نوشته بودم. +بدنیست ببینید:[۱۱ رمز زندگانی که از محمود دولت‌آبادی آموختم]+بدنیست ببینید:[شرحی بر جلد ۱ کلیدر – جوشش احساس در قلب زندگی] با اولین کتابی که از او خواندم، چنان شیفته‌اش شدم که نتوانستم دست ردی بر سایر آثارش بزنم …

بیشتر بخوانید »

لحظه‌نگار: جویِ آب – رهاییِ دل‌نشین

شب من

نگاهی به جلو. متمایل به راست. مسیر را ادامه دهم؟ یا به پارکینگ جلو خانه بپیچم؟ دلتنگ اندکی آرامش. پشت فرمان ماشین، سطح جاده را وجب به وجب طی می‌کردم. با سرعتی نه تند بلکه آهسته. به سمت خانه. دلم هوای تازه می‌خو‌است. از این رو بود که دل به …

بیشتر بخوانید »