انتخاب رشتهی دستیاری – چرا بیماریهای داخلی را انتخاب کردم؟
آبان ۳۰, ۱۴۰۴و حالا این سایت هوا شد.
در تاریخ پانزدهم مهرماه یکهزار و چهارصد و چهار هجری شمسی اولین آجرهای این بنا را روی فضای هاستینگ اینترنت قرار دادم.
فکر نمیکردم وسط کشیکهای سنگین و متعدد دستیاری بتوانم کار را پیش ببرم و مجددا سایت را راهاندازی کنم. ولی توانستم و قدم به قدم پیش رفتن، ثمره داد.
همینجا به خودم یادآوری کردم که قرار نیست برای انجام دادن کاری بزرگ، لزوما قدمی بزرگ برداریم. قدمهای کوچک است که تعیین کنندهاند.
همه چیز از یک تصمیم ناگهانی در ساعت یک نیمهشب (بامداد) شروع شد. میدانستم که باید بنویسم. میدانستم که مجدد باید وبلاگنویسی را شروع کنم. همه کار کردم تا سایت را برسانم به اینجایی که هست. قطعا به مرور زمان بالغتر خواهد شد. قطعا بیشتر یاد خواهم گرفت و کاملتر خواهم نوشت. اما همین ناقص بودنهاست که معناساز است. ناقص بودن لزوما به معنی نقص و نقطه ضعف نیست. ناقص بودن را باید سکوی پرشی دید که مسیر تکامل را نشان میدهد. تکامل بدون هیچ بهانهای رخ میدهد. کافیست در راه قدم بگذاری و اهل فیدبک گرفتن و اصلاح کردن نقیصهها به کمک پاسخ محیط باشی.
بدون بهانه سایت را راهاندازی کردم.
هدفم نوشتن است. نوشتنی که زندگی را بهبود بخشد و از حالت رومزه و خاموش همیشگی بیرون بکشد.
دوست دارم ببینم از دل ملال و روزمرگیهای متعدد زندگی چه میتوان بیرون آورد.
در کتاب کلیات علم اقتصاد اثر گریگوری منکیو به ترجمه دکتر حمیدرضا ارباب (+)، توصیف زیبایی از علم و روش علمی از زبان آلبرت اینشتین بیان شد و از توصیفش به وجد آمدم.
اینشتین میگوید «تمامی علوم چیزی بیش از پالایش، و تهذیب افکار روزمره نیستند.»
همین یک جمله آنقدر برایم الهامبخش بود که قانع شوم برای کاری کردن، لزوما نباید آدم خاصی باشی. همین فکرهاست که انسان را عقب میراند. باید سهم خودت را ببینی و زمین بازیات را تشخیص دهی. بر اساس محدودیت منابعی که داری، معادلات و قوانین بازیات را بشناسی و تا میتوانی سهم خودت را در جهان بازی کنی. جایی، مکانی، لحظهای اگر شانس یاریات کند آن حادثهی بزرگ رخ خواهد داد.
